نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین



تاريخ : ۹۰/۰۷/۰۱ | 17:55 | نویسنده : ستاره دريايي |
این حال بد دست خود من نیست زندونی یک راه بن بستم

من بر علیه پای پرزخمم با سنگ های جاده همدستم

سنگا دل از من بر نمی دارن همراهمن تا آخر جاده

این جاده که یک سایه مرده با رفتنم رو خاکش افتاده

من با غو با دیوار می شناسم باید ازاین دیوار رد شم

در ها نمی خوان مال من باشن مجبورم از آوار رد شم

ویرونگری سخته برام چون که من آرزومه باغبون باشم

اما مگه راهی برام مونده جز این که آلوده به خون باشم

می خوام بسازم رلخوشی ها رو اما رو پیشونیم جای داغه

موندم توی بن  بست غم ناکی پشت دیوارش فقط باغه

من با غو با دیوار می شناسم باید ازاین دیوار رد شم

در ها نمی خوان مال من باشن مجبورم از آوار رد شم

 



تاريخ : ۹۳/۱۲/۲۶ | 6:15 | نویسنده : ستاره دريايي |
  زخمی به دنیا اومدم توی روزی که سر تا پاش بهاری بود
روز شروع من با بارونش معنای تلخ بی قراری بود
این معنی تلخو نفهمیدم تو خنده های بچگیم گم شد
تا این که سالاي نفهمیدن تو دوره افسردگیم گم شد
دوران تلخ نوجوونیمو دلمردگیها منجمد کردن
تو اوج گرما با خودم گفتم پس روزهای من چراسردن
باید کویرو دوره می کردم با پای سنگینی که چوبی بود
باور نمی کردم که می سوزه ناباوری همراه خوبی بود
از وقتی همراهم منو پس زد موندم با طعم تلخ یک باور
باوربه این قصه که می سوزم روخاک داغ جاده ها این ور
یک عمره می سوزم باچشم خیس خیره به قلبم اون ور جاده
این جاده که آتیش کابوسش چن ساله توی خوابم افتاده
دیگه شدم یک کوه خاکستر معنای بارونو نمی فهمم
حالا شبیه مادرم آتیش با هرچی تو دنیاس بی رحمم
خاکسترم اين آخر من نيست قلبم هنوزم جای یک رازه

رازی که وقتی برملا می شه از من بازم ققنوس می سازه


http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT1gaYbk73htMZBl9FRYDqUOPZrtzvRYb8d1_j-ArNBZbwW154KCA



تاريخ : ۹۲/۰۴/۱۴ | 11:53 | نویسنده : ستاره دريايي |
نبايد كه قلبم شلوغش كنه

نمي خوام تو ترس منو حس كني

بازم گريه هام سرپناه منه

نمي خوتم ديگه بردنو حس كني

رو اين شونه هاي پر از لرزشم

هنوز رد پاهاي تو باقيه

نمي خوام تو هم مثل من بشكني

فراموش كردن واسه ام كافيه

شكستن واسه قلب من عادته

يه عادت واسه ساختن و نو شدن

بايد بشكنم تا شكستم بشه 

شروع دوباره واسه  پر زدن



تاريخ : ۹۱/۱۲/۰۸ | 21:6 | نویسنده : ستاره دريايي |
چه قدر سنگينه اين رفتن چه قدر دلگيره اين موندن

تو مي ري آسمون مي شي زمين تيره مال من

دارم با خاطرات تو توي دلتنگي گم مي شم

نمي خوام اما نزديكه كه از درد تو ابري شم

نمي ذارم بفهمي بي تو ازسنگيني تلخ هوا مسموم مي شم

تو آتيشي ازت رد مي شم و معصوم مي شم

چه فرقي مي كنه عكس تو سالم باشه يا پاره؟

مگه بد مي شه قلبم از تو و از خاطراتت دست برداره

چه عيبي داره راحت شم از اين دنياي افسرده

حالا كه حال خوب تو منو از خاطرت برده

 

 



تاريخ : ۹۱/۰۸/۱۶ | 0:5 | نویسنده : ستاره دريايي |
دلتنگتم هنوز بعد يه قرن سرد

با اين كه چشم تو حتي نگام نكرد

 با اين چرك تلخ رو پوست صورتم

كه قبل بودنش تو رد شدي ازم

 باتارنقره اي كه موي من نبود

 وقتي تو گم شدي تو حجم ريل و دود

چشم مصممت دنبال من نبود

قلب تو با من و عاشق شدن نبود

 بي رحم و ناگزيرحرف از سفر زدي

 خواستم بگم بمون اما تو پرزدي

 رفتي و رد شدي از اين هواي سرد

 الان كه آتيشم برگرد از اين نبرد



تاريخ : ۹۱/۰۷/۰۱ | 18:29 | نویسنده : ستاره دريايي |
زیبا که نیستم که بشه مال من چشات

قدم بلند نیست ببارم رو شونه هات

کم جون ترم از اون که بشم تکیه گاه تو

ویرون ترم از اون که بشم روبه راه ونو

زخمی ترم از اون که تو مرحم بشی برام

تیره ترم از اون که بتونی به لحظه هام-

رنگی بدی که روشنی نابشون بشه

این لحظه های تار که لبريزخواهشه

اما دلم هنوز برای تو می زنه

این قلب بی سکوت که سرمایه منه



تاريخ : ۹۱/۰۶/۲۲ | 17:46 | نویسنده : ستاره دريايي |
سوء استفاده هات زخماي كهنمه 

هي زخم مي زني بازم مي گي كمه

مي خواي ومي رسي اين حقه منه

اشك توي چشات گولم نمي زنه

تكرار اين فريب فرسايش منه

يك قطره آب خوش اين خواهش منه

يه خواهش عميق كهنه شبيه زخم

بامن دورو نباش اين حالمو بفهم




تاريخ : ۹۱/۰۵/۰۸ | 18:48 | نویسنده : ستاره دريايي |
                            

درگذشت استادحمیدسمندریان بزرگمردتئاترایران روبه همسرمحترمشون خانم هماروستاوهمین طور جامعه هنربه خصوص تئاترتسلیت می گم

                                     یادشون گرامی

                                                           روحشون شاد...

                                  



تاريخ : ۹۱/۰۴/۲۵ | 16:6 | نویسنده : ستاره دريايي |
دلت پیش یکی دیگه س که حالم رو نمی فهمی

ولی من دل به تو دادم عجب احساس بی رحمی

عجب احساس بی رحمی منو همرنگ شب کرده

دلم تو دست تاریکش داره می میره تب کرده

خدایا دیگه لحظه آخره کمک کن به خیر و خوشی بگذره

بذار کم بشه اسمش از دفترم کمک کن که از خاطراتم بره

می خوام باور کنم بی تو هوای خونه آرومه

می خوام پارش کنم عکسی رو که جای تو پهلومه

دیگه خسته ام از این تکرار از این عشق پر از آزار

از این احساس تلخی که روی دنیام شده آوار

 خدایا دیگه لحظه آخره کمک کن به خیر وخوشی بگذره

بذار کم بشه اسمش از دفترم کمک کن که آز خاطراتم بره

 



تاريخ : ۹۱/۰۳/۲۶ | 18:6 | نویسنده : ستاره دريايي |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.